google plus pinterest LinkedIn

شهرت پولی

شاید برای شما هم این سوال پیش آمده باشد که افرادی که در برنامه‌های تلویزیونی حاضر می‌شوند و به عنوان کارشناس در مقابل مجری‌های برنامه‌های مختلف تلویزیون می‌نشینند، برای رفتن به روی آنتن چقدر هزینه می‌کنند؟ یا در نقطه مقابل سلبریتی‌هایی که در برنامه‌های گوناگون حضور پیدا می‌کنند، برای هربار رفتن به روی آنتن، چقدر پول از برنامه‌سازان می‌گیرند؟ ما این هفته درصدد پاسخ دادن به سوال اول برآمدیم و به سراغ برنامه سازان و مهمان‌های نه چندان مطرحی رفتیم که شاید در جایگاه خود افراد شناخته شده‌ای باشند، اما شهرت آنها در حد و اندازه ستاره‌های سینما و ورزش نیست و مدل حضورشان در برنامه‌های تلویزیونی تفاوت عمده‌ای با سلبریتی‌ها دارد. در این گزارش همراه ما باشید.

چند میگیری معروفم کنی؟

همانطور که می‌شد حدس زد، افراد کمتر شناخته شده که اکثرا در قالب کارآفرین، پزشک و یا کارشناسان امور مختلف به برنامه‌های تلویزیونی دعوت می‌شوند، برای نشستن در مقابل دوربین باید مبالغ هنگفتی را از جیب هزینه کنند. این را زمانی متوجه شدیم که یک سوژه سوری را برای حضور در یکی از برنامه‌های پربیننده حال حاضر تلویزیون پیشنهاد دادیم و مسئولان آن برنامه مبلغی در حدود 30 میلیون تومان را پیشنهاد دادند. یعنی ما باید کارآفرین مورد نظر را به شبکه معرفی می‌کردیم و آنها طی قراردادی اجازه می‌دادند این شخص در برنامه حضور پیدا کند و درعوض 30 میلیون تومان برای یک حضور حداکثر سی دقیقه‌ای از او دریافت کنند.

ماهرخ فلاحی

 

 

زمان شناسی

 

بعد از این صحبت‌ها تصمیم گرفتیم با مهمان‌هایی پیش از این در برنامه‌های تلویزیونی حضور پیدا کردند هم گپ بزنیم تا ببینیم برای آنها نیز این شرایط به وجود آمده یا نه. ماهرخ فلاحی یکی از آن افراد بود، کارآفرین برتر ملی و رئیس هیئت مدیره انجمن زنان کارآفرین که در طول سال‌های اخیر بارها او را در قاب تلویزیون دیده‌ایم: «من در طول سال‌های اخیر بارها در شبکه‌های مختلف تلویزیون و برنامه‌های گوناگون حضور داشتم اما هیچ وقت برای هیچ برنامه‌ای از من نخواستند که پولی پرداخت کنند. اما باید به این موضوع خیلی توجه شود که وقت یک کارآفرین خیلی با ارزش است و باید از آن وقت به درستی استفاده شود، حالا در این میان دوستان دیگر که با پرداخت پول به برنامه‌ها می‌روند، مباحث خاص خودشان را دارند.»

ولع شهرت

باوجود اینکه چنین اتفاقی تاکنون برای خانم فلاحی رخ داده، اما او نیز شنیده که عده‌ای برای حضور روی آنتن پول‌های زیادی می‌دهند: « بعضی اوقات یک کارآفرین می‌خواهد کالایش را تبلیغ کند، در آن زمان تلویزیون یا تهیه کننده می‌گویند برای تبلیغ در هردقیقه باید مبلغی را پرداخت کنید، ولی یک کارآفرین، مشاور یا پزشک که قصد انجام کار تبلیغاتی ندارد، چرا باید هزینه‌ای به تلویزیون پرداخت کند؟ شاید افرادی که به بازاریابی و تبلیغ احتیاج دارند از این موقعیت استفاده کنند، اما دلیلی ندارد از افرادی که به دنبال تبلیغ نیستند هزینه‌های هنگفتی گرفته شود، به هرحال در این قبیل برنامه‌ها، این برنامه‌سازان هستند که از مهمان‌ها استفاده می‌کنند و آنتن را با حرف های کارشناسانه آنها پر می‌کنند، پس نباید پولی هم از افراد بگیرند. این گزاره که بعضی برنامه‌سازان معتقدند با استفاده از کارآفرینان و بعضی پزشکان در برنامه‌هایشان به آنها شهرت می‌دهند پس باید به میزان همان شهرت پول هم دریافت کنند، مطلب درستی نیست، مگر با این شهرت حاصل از حضور در تلویزیون چه چیزی نصیب این افراد می‌شود؟ واقعا عده‌ای تصور می‌کنند با نشان دادن چهره آنها درآمدهای سنگینی برایشان حاصل می‌شود؟ من که چنین حس نمی‌کنم.»

کارشناس یا فرصت طلب؟

این کارآفرین نمونه بیش از رسانه، افرادی که این هزینه‌ها را پرداخت می‌کند شماتت کرد و نظر جالبی درخصوص این دسته از کارشناسان داد: «بعضی از کارآفرینان و یا پزشکانی که به برنامه‌های تلویزیونی می‌روند، برای اینکه به شهرت برسند هزینه می‌کنند و مبالغی را به تلویزیون یا تهیه کننده برنامه می‌دهند، اما چنین چیزی مسلما حرکت درستی نیست و برنامه‌سازان نباید همه را به این چشم ببینند. به عنوان مثال یک کارآفرین با تلاش و زحمت به این جایگاه رسیده، پس برنامه‌ساز تلویزیون باید از او استفاده کند تا دانش و توانایی‌اش را نشر دهد. برای اکثر کارشناسانی که به برنامه‌های مختلف سیما می‌روند، زمان بحث مهمی است و همه آنها روی این مقوله حساس‌اند، پس برنامه‌سازان باید از این زمان به درستی استفاده کنند و به جای اینکه به فکر استفاده مالی از آنها باشند، به فکر بهره بردن از راهکارهای آنها باشند تا برنامه‌هایشان حرفی برای گفتن داشته باشد و صرفا تبدیل به یک آگهی بازرگانی نشود. خیلی از کارشناسان مطرح بعد از اینکه به جایگاهی می‌رسند دیگر به رسانه احتیاج ندارند و به فکر رسیدن به اهداف بلند مدت و کوتاه مدت خود هستند، این تلویزیون است که باید از آنها استفاده کند. البته باز هم باید بگویم که حساب این دسته از کارشناسان با افرادی که صرفا به دنبال شهرت هستند و می‌خواهند از برچسب حضور در برنامه‌های تلویزیونی استفاده کنند جداست. به نظرم این برنامه‌سازان و مدیران شبکه‌ها هستند که باید قید استفاده ابزاری از کارآفرینان، مشاوران و پزشکانی که فقط به دنبال شهرت هستند را بزنند و با کسانی کار کنند که حضورشان در برنامه موثر باشد و بتواند چیزی را به مخاطب برنامه‌شان اضافه کند.»

عزت الله تبریزیان

کارشناسان کم تجربه

اما همیشه هم اینطور نبوده که تلویزیون برای کارشناسانی که می‌خواهند به تلویزیون بیایند شرط هزینه بگذارد و همه بدون چون و چرا قبول کنند، دکتر عزت‌الله تبریزیان فوق تخصص جراحی پلاستیک و یکی از اعضای اصلی انجمن جراحان پلاستیک و زیبایی ایران، از آن افراد است: « چنین مسئله‌ای برای من پیش آمد، تماس گرفتند و گفتند برنامه‌ای تلویزیونی است که شما می‌توانید در آن حضور داشته باشید، ولی باید نزدیک به 10 میلیون تومان برای ده دقیقه حضور در برنامه بپردازید. وقتی این پیشنهاد را شنیدم قبول نکردم و بعد از آن هم در هیچ برنامه تلویزیونی حضور پیدا نکردم.» دکتر تبریزیان معتقد است که بیشتر افراد تازه کار که به دنبال شهرت هستند این پیشنهادهای سنگین را می‌پذیرند: «کسانی که این پیشنهادها را قبول می‌کنند و برای حضور در برنامه‌ها پول می‌دهند، به احتمال فراوان تازه کار هستند و می‌خواهند از طریق تلویزیون برای خودشان مشتری پیدا کنند. بالاخره مردم که برنامه را می‌ببینند، بر این باورند که کارشناسی که به تلویزیون آمده، چهره نخبه و موفقی در رشته خود بوده و با اعتمادی که به رسانه ملی دارند و به آن فرد مراجعه می‌کنند.»

لطمه به اعتماد مردم

بحث از بین رفتن اعتماد مردم به رسانه، موضوعی است که دکتر تبریزیان در بخش‌های مختلف حرفش روی آن تاکید دارد: «من نمی‌گویم همه پزشکانی که به برنامه‌های تلویزیونی می‌روند تازه کار و کارنابلد هستند، اما مخاطبان صرفا به خاطر اعتمادی که به تلویزیون دارند آنها را انتخاب می‌کنند و به مطب‌هایشان مراجعه کنند و ممکن است در آن مراجعات مردم از جانب آن پزشک که به اندازه کافی تجربه ندارد، آسیب ببینند. البته پزشکان دوست ندارند که به مردم آسیب بزنند، ولی خب عده‌ای کم تجربه وارد کار شده‌اند و از این طریق برای خودشان تبلیغ می‌کنند، این اتفاق هم اعتماد مردم به علم پزشکی را زیر سوال می‌برد و هم اعتماد به رسانه ملی را. خیلی از این افرادی که به عنوان کارشناس و پزشک با پرداخت هزینه در برنامه‌های مختلف حضور پیدا می‌کنند، به دلیل تجربه پایین‌ راه درستی برای تبلیغات کارشان ندارند و وقتی با چنین پیشنهادی مواجه می‌شوند بدون توجه به تبعات آن، هزینه می‌کنند و به برنامه‌های گوناگون می‌روند.»

چاره کار کجاست؟

جدا از اینکه مخاطبان با دیدن کارشناسان در برنامه‌های مخلتف آنها را افراد موجه رشته‌های خود می‌دانند، تلویزیون این حس را در بعضی از کارشناسان نیز به وجود می‌آورد: «در حال حاضر برنامه‌های تلویزیونی را نگاه کنید، وقتی کارشناس به برنامه آمده با فونت بزرگ نوشته شده که آقای دکتر فلانی، فوق تخصص فلان رشته، درحالی که خیلی از کارشناسان حاضر در برنامه‌ها در رشته تخصصی خودشان کار نمی‌کنند. من حس می‌کنم مدیران رسانه ملی هم در جریان چنین اتفاقاتی هستند و بهتر از هرکسی می‌دانند که در این قبیل برنامه‌ها چه اتفاقاتی رخ می‌دهد و باید چه کار کنند. اما متاسفانه چون همه چیز روی مبحث درآمدزایی می‌چرخد و همه به فکر کسب درآمد از راه‌های مختلف هستند، کسی توجهی به مسئله سلامت مخاطب نمی‌کند.» دکتر تبریزیان برای اینکه تلویزیون و جامعه پزشکی از این اتفاقات آسیب نبینند، پیشنهاد جالبی را به عنوان راهکار مطرح می‌کند: «تلویزیون اگر می‌خواهد از یک کارشناس مثلا در حوزه جراحی پلاستیک دعوت کند، باید با انجمن هماهنگ کند، به طور کلی اکثر حوزه‌ها و رشته‌ها انجمن تخصصی خود را دارند و با هماهنگی با آنها، کسانی که تجربه کافی در زمینه‌های تخصصی دارند را به برنامه‌هایشان می‌آورند تا بتوانند برای مردم مفید باشند، افرادی که به فکر تبلیغ نام خود نباشند و با حضور در تلویزیون بر روی کاری که انجام می‌دهند تمرکز کنند و در مورد آن صحبت کنند.


در ادامه این پرونده با غلامرضا کاظمی دینان نیز گفتگو کردیم. کارشناس مطرح رسانه که او نیز سابقه حضور در برنامه های تلویزیونی مختلفی را داشته. صحبت های او را درخصوص چالش سبک جدید درآمدزایی تلویزیون بخوانید

آنتن فروشی ممنوع

در طول این سال‌ها که در برنامه‌های مختلف رادیو و تلویزیون حضور داشتم، اگرچه برای من هیچ وقت شرط پرداخت هزینه برای حضور مطرح نشد، اما چندباری شنیدم که شیطنت‌هایی انجام شده و به
کارشناسان و سازمان‌های مختلف گفته شده که اگر قصد حضور در برنامه‌ای را دارید، باید هزینه کنید. به نظرم این رفتار از جانب تلویزیون، رفتار درستی نیست و نباید به این شکل کسب درآمد کند. بالاخره رسانه ملی یک وظیفه و مسئولیت اجتماعی دارد که آن آگاه کردن جامعه است، تلویزیون باید جامعه را به مسیر درست و شفاف هدایت کند تا افکار عمومی بتواند درست تصمیم‌گیری کند و فرهنگ مناسبی را در پیش گیرد.

جیب پُر پول یا جایگاه مخاطب؟

البته برخی معتقدند بودجه‌ای که به سازمان صداوسیما پرداخت می‌شود کم است و آنها مجبورند خودکفا باشند، ولی این دلیل نمی‌شود که بخواهند از این مسئله سواستفاده بکنند و آنتن باارزش تلویزیون را به هرکسی بفروشند. تلویزیون می‌تواند مسیری برای تبلیغات سازمان‌های مختلف در نظر بگیرد که آنها از آن طریق خودشان را مطرح کنند، ولی بدون شک این مسیر نباید اینطور باشد که افراد را به برنامه‌های تلویزیونی (بعضا بی ربط به رشته کارشناس مربوطه) دعوت کنند و از آنها پول بگیرند. سازمان‌های مختلف هم می‌توانند به جای اینکه تیزر درست کنند و یا از تبلیغات شهری و بیلبوردها استفاده کنند، با هزینه بسیار کمتری در تلویزیون برنامه سازی کنند. اگر این اتفاق بیافتد هم تلویزیون یک درآمدی کسب کرده تا بتواند، سرپا بماند و هم آن سازمان یا کارشناس با روشی خلاقانه کار خودش را تبلیغ کرده است. اینکه به یک کارآفرین یا پزشک بگویند چند ده میلیون تومان پول بده و به روی آنتن برو کار درستی از طرف رسانه ملی نیست، رسانه‌ای که متعلق به جامعه است و بیشتر از جیبش باید به فکر مخاطبش باشد. تلویزیون ما رسالت و وظیفه‌ای دارد که باید آنها را در نظر بگیرد. اگر همه چیز در این رسانه متعادل و درست انجام شود، هم تلویزیون منتفع می‌شود، هم جامعه و هم سازمان و موسسه‌ای که برنامه سازی می‌کند.

تبلیغ رودررو، هرگز

این موضوع که عده‌ای چون پول دارند، می‌توانند در برنامه‌های تلویزیونی حضور داشته باشند، اشتباه فاحشی است. از ابزاری به نام صداوسیما که رسانه ملی است نباید استفاده ابزاری شود، تلویزیون ما یک تلویزیون خصوصی نیست که بگوییم باید از هر طریقی درآمدزایی کند، رسانه ملی ما وظیفه آگاهی بخشی به جامعه را دارد. تلویزیون باید تبلیغ مستقیم اشخاص را کنار بگذارد و چهره‌های مختلف را به عنوان کارشناس وارد برنامه نکند تا از آن راه درآمدزایی کند، خیلی از سازمان‌ها به صداوسیما سفارش می‌دهند، تیزر می‌سازند و تبلیغات زیرنویس می‌کنند، این روش‌ها اگرچه قدیمی است اما از اینکه افراد را در مقابل لنز دوربین قرار دهند و وقت مردم را دراختیار آنها بگذارند بهتر است. اگرچه روش‌های استاندارد دیگری هم برای این کار وجود دارد، روشی مثل برنامه سازی. این بدان معناست که سازمانی که قصد تبلیغ دارد خودش را در قالب یک برنامه خوش ساخت، مستند یا فیلم خوب معرفی کند، این اتفاق جدا از ارزش رسانه‌ای و تبلیغاتی به عنوان مسئولیت اجتماعی برای آن سازمان هم ارزشمند است، چون ما اعتقاد داریم اگر تبلیغات غیر مستقیم و در راستای دغدغه‌های مخاطبین باشد، می‌تواند اثر بیشتری از تبلیغات مستقیم که این روزها در برنامه‌های تلویزیونی مد شده، داشته باشد.

پول زیاد و اعتماد کم

سازمان صداوسیما نباید از رسالت خود دور شود، نباید آن جایگاه واقعی و مثبتش را به خاطر پول برخی افراد، به یک جایگاه منفی تبدیل کند، این کار باعث می‌شود افکار عمومی نسبت به تلویزیون بدبین شود و نگاه درستی به آن نداشته باشد. واقعا حیف است، رسانه‌ای ملی که می‌تواند اثرات مثبت زیادی را روی افکار عمومی داشته باشد و آنها را به درستی هدایت کند، به دلیل این قبیل حواشی مقبولیت خود را از دست بدهد. مسلما وقتی شرط پولی کردن کارشناسان مطرح می‌شود، ممکن است افرادی را با این روش به مخاطب معرفی کنند که وجاهت کافی و لازم برای بودن در آن جایگاه را ندارند. مردم نیز چون شناختی از این چهره‌ها ندارند و به اعتماد تلویزیون به بعضی از آن کارشناسان مراجعه می‌کنند و نتیجه ناراحت کننده‌ای می‌بینند که کمترین خسارت آن خدشه‌دار شدن اعتماد مخاطب به رسانه ملی است. به نظرم سازمان صداوسیما نباید به خاطر پول افرادی را به مردم معرفی کند که شناختی از آنها در جامعه وجود ندارد، چون وقتی مردم می‌بینند که خدمات، دانش و امکانات آن شخص با آنچه که در تلویزیون دیدند و انتظار داشته همخوانی ندارد، برند بودن و ارزشمند بودن رسانه ملی ضربه می‌بیند. مدیران تلویزیون باید به این موضوع حائز اهمیت دقت کنند و آنتن شبکه‌هایشان را در اختیار هرکس و هرجایی قرار ندهند.

پول کثیف

تلویزیون وظیفه دارد افراد خوب و کار درست را به مردم معرفی کند و بدون اینکه از آنها پولی دریافت کند از دانش‌شان بهره‌مند شود. چون این افراد مثل پزشکان، دانشمندان و اساتید دانشگاه مورد اعتماد مردم هستند و اگر حرفی را در یک برنامه تلویزیونی بزنند مردم به راحتی پذیرای آن هستند. مدیران صداوسیما برای این چالش بزرگ که ممکن است به زودی گریبان تمام برنامه‌های تلویزیون را بگیرد، باید یک اتاق فکر ایجاد کنند، از روانشناسان، جامعه‌شناسان و کارشناسان حرفه‌ای استفاده کنند، راجع به این موضوعات بحث کنند و دستورالعملی تعیین کنند. طبق آن دستورالعمل و چهارچوب هم مشخص کنند که چه کسانی می‌توانند در تلویزیون باشند و به برنامه‌ها بیایند و چه افرادی در چه جایگاهی، نباید در برنامه‌های تلویزیونی حاضر باشند. اگر اینطور باشد برنامه‌ساز هم کسی که شناخته شده نیست را به خاطر .گرفتن پول به برنامه نمی‌آورد. چنین پول‌هایی برای تلویزیون زیبا نیست و سازمانی مثل صداوسیما باید پول ارزشمند دربیاورد و از آن پول ادامه حیات دهد.

 

با دکتر عباس نصیری فرد، کارشناس رسانه و عضو کارگروه سبک زندگی شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز در این خصوص گپ زدیم، گفتگویی که نتایج جالب توجهی داشت.

 

توهین به شعور مخاطب

صداوسیما در درجه اول مشکل ساختاری دارد، مشکلی مثل تعداد بالای نیروهایی که اکثرا در بخش تولید نقش چندانی ندارند. اگر نیروها زیاد باشند و در بخش تولید برنامه کار کنند قابل توجیه است، اما صداوسیمای ما عمدتا نیروهای زیادی در بخش خارج از تولید دارد. باتوجه به این گستردگی در بخش‌ها و نیروها دارد، طبیعتا این سازمان دچار مشکل مالی می‌شود، به همین جهت مدیران سازمان به دنبال جبران عقب ماندگی‌های مالی و ایجاد پشتیبان هستند. در همه جای دنیا رسانه‌ها به دنبال پشتیبان مالی وتکیه گاه هستند، اما از روش‌های حرفه‌ای و درست به این نیاز پاسخ می‌دهند. در خارج از کشور شبکه‌های تلویزیونی اسپانسرهایی جذب می‌کنند، برنامه سازی می‌کنند و در حواشی برنامه و لایه‌های زیرین آن، نیازمندی‌های اسپانسر و کالاهای مدنظرش را تبلیغ می‌کنند، یا با کمک اسپانسر برنامه‌های مشارکتی می‌سازند، یعنی پول و سرمایه از نهاد و سازمان مربوطه تامین می‌شود و برنامه‌سازی و پخش هم وظیفه رسانه است. البته در برنامه‌های مشارکتی هم هیچ وقت خواسته‌های پشتیبان مالی در متن برنامه قرار نمی‌گیرد و به صورت غیرمستقیم به آن اشاره می‌شود. اما در صداوسیمای ما جدا از اینکه هیچ کدام از این روش‌های استاندارد به درستی انجام نمی‌شود، یک بدعت زشت نیز به وجود آمده و آنتن‌ فروشی است، اتفاقی که در هیچ یک از رسانه‌های دولتی دنیا مرسوم نیست. ممکن است در شبکه های تلویزیونی خصوصی این کار را بکنند، چون آنها اهداف خاصی را دنبال می‌کنند، اما در شبکه‌های دولتی به هیچ عنوان آنتن فروشی نمی‌کنند، چون این حرکت آسیب‌های زیادی برای آن رسانه و در مجموع برای آن کشور به وجود می‌آورد.

انحراف فکری و فرهنگی

متاسفانه صداوسیمای ما در یک دور تسلسل باطل حرکت می‌کند، آنها آنتن را می‌‎فروشند که پول بگیرند و پشتوانه مالی داشته باشند، پول می‌گیرند که شبکه‌ها را مدیرت کنند و گسترش دهند، گسترش می‌دهند تا به خیال خود برنامه‌های خوب تولید کنند تا با شبکه‌های تلویزیونی بیگانه مقابله کنند و از این طریق مخاطب بگیرند. اما نمی‌دانند با همین دور باطل در مرحله اول و با آنتن فروشی سطح برنامه‌ها پایین می‌آید و مردم دیگر اقبالی به شبکه‌های تلویزیونی نشان نمی‌دهند. یعنی در تلویزیون ما آنتن می‌فروشند که مخاطب جمع کنند، اما با این حرکت مخاطب را از دست می‌دهند. مقوله آنتن فروشی یک انحراف فکری و فرهنگی است که در صداوسیما به وجود آمده و ضررهایی که این کار ایجاد می‌کند قابل جبران خواهد نبود و مخاطبین حرفه‌ای و فرهیخته‌اش را از دست می‌دهد. این دوستان آنتن فروش به همه برنامه‌های تلویزیونی نفوذ کرده‌اند، یک بار من شاهد بودم که در شبکه چهار، و در قالب برنامه‌ای علمی خیلی زیرکانه آنتن فروشی کردند، این نشان می‌دهد حتی در برنامه‌های علمی که متخصصین و فرهیختگان آنها را دنبال می‌کنند هم این کار را انجام می‌دهند و چنین چیزی ضربه محکمی به ماموریت اصلی صداوسیما می‌زند.

آسیب‌های آنتن فروشی

آنتن فروشی آسیب‌های زیادی را نیز در پی دارد، آسیب‌هایی که قابل توجیه و قابل جبران نیستند. به عنوان مثال این کار مصداق کامل تضییع وقت مردم است. صداوسیما باید قدر مخاطبینش را بداند و با این قبیل کارها آنها را از خود دور نکند، در حال حاضر خیلی از مردم ایران دیگر تلویزیون نگاه نمی‌کنند و سال‌هاست که مخاطب شبکه‌های ماهواره‌ای هستند. اندک افرادی که در حال حاضر مشتری صداوسیما هستند، منتظر برنامه‌های خاص و جذابند، اما آنتن فروشی و سپردن آنتن به هرکسی آنها را نسبت به تلویزیون بدبین می‌کند. دوستان یا به این موضوع توجه ندارند یا حس می‌کنند باید این کار را انجام دهند تا بودجه‌شان تامین شود، درحالی که با این کار همین میزان مخاطب اندکی که دارند هم از دست می‌دهند. در اکثر این برنامه‌های گفتگومحور که کارشناسان برای حضور در آنها هزینه‌های هنگفتی می‌دهند، فردی در مقابل دوربین می‌نشیند که معلوم نیست مبحثی که مطرح می‌کند، محصولی که ارائه می‌دهد یا تخصصی که از آن دم می‌زند، در کدام کمیته کارشناسی بررسی شده است. این شخص در کدام کارگروه کارشناسی تخصصش را ارائه داده که حالا آنتن با مخاطب چند ده میلیونی را در اختیار او قرار داده‌اید تا مباحث مدنظرش را ارائه کند؟ مردم به رسانه ملی اعتماد دارند و هرچه که از صداوسیما پخش شود را می‌پذیرند، اما این قبیل کارها آن اعتماد را به طور کلی از بین می‌برد.

معادله پول و قدرت

آسیب بعدی توهین به شعور مردم است. بعضی مواقع دوستان به گونه‌ای آنتن فروشی می‌کنند که فقط متخصصین رسانه متوجه می‌شوند، مثل اینکه مطالبی را لابه‌لای مطالب اصلی مطرح می‌کنند. اما بعضا در برنامه‌های خانواده محور یا آثار مربوط به حوزه مسائل اجتماعی طوری این کار را انجام می‌دهند که کاملا مشخص است، چنین کارهایی توهین به شعور و درک مخاطبان است، مردم چنین مسائلی را متوجه می‌شوند و دیگر به صداوسیما اعتماد نمی‌کنند. دیگر آسیب آنتن فروشی این است که سرمایه دارها و افرادی که پول دارند را به رسانه ملی مسلط می‌کند. یعنی هرکس که وضع مالی خوبی دارد، به واسطه همان پول دقایق زیادی از آنتن را در اختیار می‌گیرد و مطالبی را به مردم ارائه می‌دهد که معلوم نیست پایه و اساس درستی دارد یا خیر. این نشان می‌دهد هرکس پول دارد می‌تواند با استفاده از رسانه ملی بر افکار و اندیشه‌های مردم تاثیر بگذارد، چنین چیزی به هیچ وجه درست نیست.

ولنگاری فرهنگی

 نکته حائز اهمیت دیگر این است که آنتن فروشی توسط رسانه ملی به سود افرادی انجام می‌شود که هیچگونه بررسی متخصصانه روی آنها صورت نمی‌گیرد و این یک ولنگاری فرهنگی و اجتماعی ایجاد می‌کند. برخی معتقدند این کارها به خاطر نبود بودجه در رسانه ملی است، اما این چه توجیهی است؟ چرا هرکس پول زیادی بدهد آنتن را به راحتی در اختیارش قرار می‌دهند؟ چرا بهترین شبکه‌ها و پرمخاطب‌ترین ساعت‌های پخش و برنامه‌های تلویزیونی را می‌فروشند؟ این کارها دامن زدن به ولنگاری فرهنگی و اجتماعی است. اینها وقتی به مخاطب ارائه می‌شود، مردم احساس می‌کنند ترویج هرچیزی در حوزه فرهنگ و مسائل اجتماعی حساب و کتاب ندارد و همه چیز با پول انجام می‌شود.

بهانه‌ای به نام کمبود بودجه

عده‌ای اعتقاد دارند که صداوسیما مشکل مالی دارد و مجبور است که این کارها را انجام دهد، ولی من معتقدم مشکل صداوسیما مشکل مدیریتی است. مواردی که اخیرا شاهد آن هستیم مثل همین مسئله آنتن فروشی نشانه ضعف مدیریت است. به عنوان مثال همان موضوع کارمندان سازمان، هیچ کجای دنیا رسانه‌ها تا این حد پرسنل ندارند. شبکه‌های مطرح تلویزیونی دنیا که مخاطبین چندصد ملیلیونی دارند، یک دهم صداوسیمای ما پرسنل دارند و ساختمان‌ها، املاک و مستغلات آنها نیز یک پنجم صداوسیمای ماست. شبکه‌هایی که در تمام نقاط جهان فعالیت دارند و هر خبری را بلافاصله مخابره می‌کنند. شاید دوستان بگویند که به این رسانه‌ها کمک‌های مالی هنگفت می‌شود، ولی اینطور نیست، آنها نیز یک بودجه تعریف شده و ثابت دارند، اما به لحاظ مدیریتی خوب کار می‌کنند. مشکل صداوسیما در بحث مدیریت است و تا این مشکل حل نشود این سازمان از لحاظ ساختاری ایراد دارد. وقتی ساختار درست نباشد حتی اگر همین بودجه دولتی را سه برابر کنند هم مشکلات سازمان صداوسیما حل نمی‌شود. صداوسیما نیاز به یک کار اساسی دارد و باید ساختار معیوب آن را اصلاح کنند تا مجبور نشوند برای کسب درآمد آنتن فروشی کنند.

 



دوشنبه ۳ مهر ۱۳۹۶