google plus pinterest LinkedIn

چرا برنامه های مخصوص ماه رمضانِ تلویزیون تلخ و غمگین هستند؟

علیرضا افخمی کارگردان تلویزیونی

 بودجه تصمیم آخر را می‌گیرد

به نظرم دلیل دقیق و اصلی موضوع تغییر حال و هوا‌ی سریال‌‌ها و برنامه‌های تلویزیونی را بایستی مدیر‌ان سازمان بگویند که بالاخره در حوزه‌های بالا‌دستی مدیریت و برنامه‌ریزی می‌کنند و تصمیم می‌گیرند ‌که چه چیزی برای چه زمانی ساخته شود و فیلم‌نامه‌ها را تصویب کنند. جواب این سوال را باید از مدیر‌ان گروه‌ها و مسئولان شورا‌‌ی طرح و برنامه بدهند اما به طور کلی فکر می‌کنم که وضعیت تلویزیون از جهات مختلف در این چند سال اخیر به نوعی دچار تزلزل در حوزه مدیریت شده است که این نیز دلایل متعددی دارد. مهم‌تر‌ین دلیل فقدان بودجه کافی است، وقتی‌ که هیچ مدیر‌ی بودجه کافی در اختیار نداشته‌ باشد یا بودجه را به موقع در اختیار‌ش نگذارند طبیعتا از برنامه‌ریزی درست برای آینده کار خود نا‌توان می‌شود. معنا‌ی دیگر حرف من این است که وقتی شما پول کافی نداشته باشید و یا این پول به موقع به شما تحویل داده نشود، اصولا نمی‌توانید برنامه‌ریزی کنید که چه چیزی را برای چه زمان می‌خواهید. در واقع کاری که در این شرایط می‌توان انجام داد این است که اولین پروژه در دست ساخت که امکان ساخته‌شدنش فراهم است را تشویق کنیم برای آنکه به تاریخ مورد نظر یعنی رمضان یا هر مناسبت دیگر برسانیم و پخش کنیم. در حقیقت به دلیل مشکلات موجود امکان مدیریت و برنامه‌ریزی کردن از مدیران سلب می‌‌شود و همین موضوع روی نتیجه نهایی آثار هم تاثیر می‌گذارد

شرط لازم برای انتخاب موضوع

به نظر من شما به عنوان یک مدیر باید صاحب نگاه باشید و همین نگاه در ساخت سریال‌ها نیز باید وجود باشد. در زمانیکه انسان‌ها به دنیال روزنه امید هستند، سریال‌هایی با محوریت مشکلات خانوادگی مانع از رها شدن از دغدغه‌‌ها نمی‌شود، شرط لازم و اولیه برای رضایت مخاطب داشتن یک دیدگاه است و شرط کافی هم همان امکانات و بودجه است. وقتی این‌ها را داشته باشید می‌توانید تصور و تفکر این را داشته باشید که چه چیزی برای پخش شدن در ماه رمضان در شرایط فعلی جامعه خوب است، بعد از این مرحله می‌توانید فیلم‌نامه‌نویس انتخاب کنید و آن‌چه در نظر دارید به او سفارش دهید و بگویید که چه چیزی را از او می‌خواهید، در مرحله بعدی نیز به یک گروه سازنده مطمئن سفارش دهید که می‌خواهید این فیلم‌نامه ساخته شود و در همان مناسبتی که از قبل برایش برنامه ریزی کرده‌اید، پخش شود. ولی اگر مدیری اصولا فاقد نگاهی که گفته شد، باشد و تشخیص درستی از این نداشته باشد که در ماه رمضان چه چیزی باید (یا نباید) پخش شود و یا حتی قدرت تشخیص داشت اما پولی برای قرار گرفتن در مسیر درست نداشت، همین اتفاقی که عرض کردم خواهد افتاد. برخی از آثار فقط به همین جهت که با بودجه و مدت زمانی که برای پخش در نظر گرفته شده، متناسب است ساخته و پخش می‌شوند. طبیعی است که این قبیل آثار هیچ تناسبی با وضعیتی که درست و به سامان است، نخواهد داشت.

سپری که در مقابل رقبا افتاد

مسائل گوناگونی در این چند سال در فضای تلویزیون پیش آمده است که منجر به عدم موفقیت سریال‌های مناسبتی تلویزیونی نسبت به سال‌های گذشته شده  و این آثار کمتر مورد استقبال مخاطبان سیما قرار می‌گیرند. مهم‌‌ترین مسئله این است که نیرو‌ها و هنرمندانی که کار‌بلد‌تر، با‌تجربه‌تر و با‌ذوق‌تر هستند به دلیل شرایطی که در تلویزیون حاکم شده‌است خیلی تمایلی به همکاری‌کردن با تلویزیون ندارند و همین باعث‌شده عرصه ‌و ‌میدان لاجرم در دست کسانی باشد که خیلی تجربه و ذوق ندارند و نتیجه‌اش همین می‌شود که سریال‌ها خیلی با اقبال خاصی مواجه نمی‌شود. البته این را نباید نا‌‌دیده گرفت که بالاخره رقبای زیادی هم در این سال‌ها به جمع رقیبان تلویزیون اضافه شده‌اند که آن‌ها به شدت کار می‌کنند. من حتی معتقدم یکی از دلایل رونق این ‌چنینی سینما در چند سال اخیر این است که تلویزیون عرصه را واگذار کرده، سپر انداخته و آن طرف این عوامل در سینما خیلی فعال شده‌اند، کار می‌کنند و مخاطبین زیادی را جذب می‌کنند. به هر حال رقبا‌ی ماهواره‌ای داخلی و خارجی هم حضور دارند و به شدت کار می‌کنند و این یکی نیز از همان مواردی است که باعث شده تلویزیون کیفیت ساخته‌هایش بیش از پیش پایین بیاید.

فرار از آنتنِ خالی

بعید به نظر می‌رسد تلویزیون این‌قدر دست و بالش باز باشد که بتواند سریال‌‌ها و برنامه‌هایی با محوریت زندگی تلخ و اسف‌بار را در زمان دیگری پخش کند، یعنی شرایطش این‌قدر آزاد باشد که سریال‌هایی با مضامین خاص بسازد و زمان پخش آن را به بعد از مناسبت‌های خاص موکول کند. تلویزیون از لحاظ بودجه به قدری تحت فشار است که حتی قبل از آماده‌ شدن و پخش شدن سریال، خیلی وقت‌ها به دلیل خالی بودن آنتن به سازنده‌ها فشار می‌آورد که کارها را با هرکیفیتی هرچه سریع‌تر برسانند، البته این محدود به وضعیت فعلی تلویزیون نیست و رسانه ملی همیشه همین‌طور بوده‌است. تلویزیون و مدیران آن بودجه کافی برای آینده‌شان، (منظورم از آینده مثلا شش ماه یا یک سال بعد است) را ندارد و درحال حاضر مدیران حد‌اکثر توانایی برنامه‌ریزی دو، سه یا شش ماه کاری را دارند و به محض اینکه برنامه آماده شد باید پخش کنند چون اگر این اتفاق رخ ندهد آنتن خالی می‌ماند.

دلسرد برای هم‌کاری دوباره با تلویزیون

بعد از آخرین تجربه‌ای که با تلویزیون داشتم (سریال پرستاران) دیگر تمایلی به ساخت سریال‌های تلویزیونی ندارم، وقتی بخواهی با تلویزیون تجربه کاری داشته‌ باشی باید با همین سیستم، با همین مدیر‌ان و با همین عسر و حرج مالی کار کنی و خیلی فرقی ندارد که بخواهی در رابطه با ماه رمضان یا مناسبت دیگری سریالت را بسازی. مثلا مجموعه «پرستاران» قرار نبود مجموعه‌ای با دو فصل باشد و یک بخش از آن در این‌طرف سال و بخش دیگر در چهار ماه بعد آماده شود، اما تلویزیون در آن زمان به قدری دچار فقر برنامه بود که علیرغم آنچه در قرارداد ذکر شده بود سریال باید از اردیبهشت ماه پخش شود، ما را مجبور به ساخت سریال با دو فصل کردند که بیست و شش قسمت آن بعد از چهار ماه پخش شد. پس می‌بینید شرایط طوری است که فرقی نمی‌کند سریال شما مناسبتی است یا خیر چون به ناچار در این چنبره گیر خواهید کرد. طبیعی است که در چنین شرایطی کیفیت کار کم می‌شود و بعضا از بین می‌‌رود. همین سریال نتیجه خوشایندی برای من نداشت و دوست ندارم فعلا با تلویزیون همکاری داشته باشم، به نظرم مدیران سیما باید فکری اساسی در این رابطه داشته باشند.

 

نادر صادقیان جامعه‌شناس

تزریقِ سختی کشیدن

باتوجه به عملکرد شبکه‌های مختلف سیما در طول ایام ماه مبارک رمضان و پخش کردن آثار نمایشی و برنامه‌های ویژه‌ای که اکثرا تم تلخ اجتماعی دارند، کم‌کم در مخاطب تلویزیون این احساس به وجود می‌آید که برنامه‌ها و سریال‌های تلویزیونی قصد دارند با به تصویر کشیدن مصائب و سختی‌هایی که جامعه با آن در حال دست‌ و پنجه نرم کردن است، مخاطب را وادار به هم‌ذات‌پندار‌ی کنند و به او باور سختی کشیدن را تزریق نمایند. به همین دلیل هم فضا‌ی حاکم بر تلویزیون در ماه رمضان از فضا‌ی مورد انتظار دور می‌شود و میزان حمایت از خود را به سمت سراشیبی هدایت می‌کند. درحالی که باید با لبخند به استقبال «رمضان» رفت اما گویا اینطور به نظر می‌رسد که صداوسیما عملکردی متفاوت دارد و باتوجه به اینکه این سیاست کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، طبیعی است که نتیجه آن ریزش مخاطب به خصوص مخاطب جوان و نو‌جوان خواهد بود.

نگرش از منظر مثبت

برای رضایت مخاطب باید به شرایط اجتماعی، موقعیت تاریخی، زمینه روان‌شناسی و وضعیت روحی مردم توجه کرد و علاوه بر نگاه به ساختار‌های اجتماعی، اقتصاد‌ی و... باید به جای مطالعه انتزاعی که مفید نیست، پدیده‌ها را انضمامی مطالعه کرد، چون همه این عوامل روی هم تاثیر دارند. با توجه به بحران‌های معیشتی، اقتصاد‌ی و فرهنگی که بر جامعه حکمفرما‌یی می‌کند و فضا‌ی مورد نیاز برای ماه رمضان، باید به این امر توجه داشته باشیم که این ماه مبارک و به نوعی عید است و می‌باید امر‌ی که معطوف به شاد‌ی و ایجاد فضا‌ی مثبت باشد در آن صورت گیرد، ولی این‌جا متاسفانه فضا‌ی امید‌انگیز و شادمان در کار نیست. البته منظورم نبود فضای معنوی نیست، برخی از این برنامه‌‌های تلویزیونی معطوف به حساس کردن جامعه به امور اخلاقی و معنوی است، اما گاهی ابعاد تلخ و نه چندان امیدوارکننده بر آن‌ها غالب می‌شوند. بنابراین نوع نگاه و رویکرد کلی را می‌توان تغییر داد و کمی به جنبه‌های مثبت قضایا و جنبه‌هایی که امید و احساس مثبت و شادمانی دارد پرداخت، چون به هر حال این مناسبت یک نوع جشن در کشور‌های اسلامی دیگر محسوب می‌شود در حالیکه به نظر می‌رسد رسانه‌ ملی در ایران به این امر کمتر توجه دارد. حس می‌کنم باید تجدید‌ نظر اساسی نسبت به کلیت ماجرا رخ دهد و ایجاد شاد‌ی و امید را مبنا‌ی سیاست ساخت برنامه‌ها و سریال‌های تلویزیونی قرار داد.

نگاهی ساده و بدون پیچیدگی

بعضی از آثار تلویزیونی که در ماه مبارک رمضان به نمایش درمی‌آیند، در ابتدا مسیر تلخی را برای مخاطب در نظر می‌گیرند و این تلخی را تا قسمت‌های پایانی هم ادامه می‌دهند و به ناگاه در قسمت‌های پایانی همه چیز را با خیر و خوشی به انتها می‌رسند، در چنین آثاری نگاه سازنده این است که با گره داستانی، تضاد و تقابل خیر و شر را متناسب با بحث داستان به پیش ببرد و به نمایش بگذارد. درحالی که اگر نوع نگاه و رویکرد تغییر کند، (برای مثال پیچیدگی داستان‌ها از فضاهای صرفا ماورائی و متافیزیکی خارج شود و قصه با واقعیات، تجربیات عینی و اجتماعی افراد و اقشار جامعه جابحا شود) شاهد تاثیر مطلوبی در نتیجه این سریال‌ها خواهیم بود. به عنوان مثال برنامه «ماه عسل» به هر حال تجربه ملموس و عینی موفق از مردم است هر‌چند ممکن است زندگی افراد در این برنامه‌ها با موانع و تلخی مواجه باشد اما همه مهمان‌های برنامه موفق شدند بر این شرایط غلبه کنند. این برنامه متفاوت از رویکرد‌های دیگر برنامه‌های تلویزیونی عمل کرده است و به نظرم موفق هم بوده. در «ماه عسل» با انسان‌های واقعی و خاص روبرو می‌شویم، داستان انسان‌هایی است که سرگذشت خوبی نداشته‌اند، ولی سرانجام خوبی دارند.

رویکرد رئالیسم و واقع‌گرایانه

اگر سریال‌ها و آثار نمایشی تلویزیون با رویکردی واقع‌گرایانه و رئال به همین مردم که در کوچه و بازار زندگی می‌کنند، مراجعه کرده و تجربیات درونی و معنوی‌شان را منعکس کنند، در نتیجه خود تلویزیون به جای ریزش مخاطب با افزایش چشم‌گیر آن مواجه خواهد شد، برای چنین چیزی هم لزومی ندارد به دنبال سوژه‌های خاص و کمتر دیده شده‌ای باشیم، همین که به تجربیات عمومی مردم بپردازیم یعنی حس مثبت و موفقی‌ که آنها در رفتار‌های دینی و معنوی علی الخصوص در این ماه دارند را پیدا کنیم، کار درست را انجام داده‌ایم و مردم را با خودمان همراه کرده‌ایم. اینکه یک مقدار مسائل عینی‌تر، دقیق‌تر و علمی‌تر بشود بهتر از این است که از جمعیت چند ده میلیونی، ده یا صد نفر که خیلی خاص هستند را گلچین کنیم. برای برنامه سازی و ساخت سریال‌های مناسبتی در ماه مبارک رمضان می‌توان از تجربیات عادی مردم استفاده کرد تا مخاطبان که خودشان یا افرادی که با آنها زندگی می‌کنند، سوژه اصلی داستان هستند، با موضوع ارتباط راحت‌تری برقرار کنند.

 




سه شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۷