google plus pinterest LinkedIn

انیمیشن یکی از پولساز ترین صنایع دنیاست که در کشور ما به این نکته اصلا توجه نمی شود

انیمیشن چطور می‌تواند با پیشرفت‌های ویژه اقتصادی به هنر، صنعت و اقتصاد ما کمک کند؟

انیمیشن، گنجِ پنهان

 5361217407000 تومان. این رقم بلند بالا که خیلی ها حتی حوصله شمردن ارقام آن را هم ندارند، میزانِ فروش انیمیشن سینمایی «فروزن» (با نام ترجمه شده منجمد!) در سال 2013 است. ما برای احتسابِ میزان فروش این انیمیشن به تومان، قیمت دلار را قیمت دولتی یعنی 4200 تومان حساب کردیم و اگر می‌خواستیم با قیمت روزِ بازار و دلار بالای 10 هزارتومان حساب کنیم، این رقم خیلی بیشتر از چیزی می‌شد که در ابتدای متن شاهد آن هستید! انیمیشن سینمایی فروزن با این فروش استثنئایی، پرفروش ترین انیمیشنِ تاریخ سینماست درحالیکه دیگر انیمیشن‌های صدرنشین لیستِ پرفروش‌ترین های سینما نیز در گیشه، آمار قابل توجهی داشتند. در این فهرست «مینیون‌ها» (محصول 2015)، «داستان اسباب بازی 3» (محصول 2010)، «در جستجوی دوری» (محصول 2016) «من نفرت انگیز 3» (محصول 2017) و «زوتوپیا» (محصول 2016) همگی بیش از یک میلیارد دلار، در سراسر دنیا فروش داشتند. تازه اگر بخواهید به دنبال جایگاه این آثار در میان فهرست پرفروش ترینِ آثارِ سینماییِ تاریخ بگردید، باز هم آنها را می‌بینید، و این برای انیمیشن امتیاز مثبتی است که در میان بیست اثر هنری پرفروش تاریخ سینما، که برخی از آنها از مرزِ فروشِ دو میلیارد دلار نیز گذر کرده‌اند، چند نماینده دارد.

این اعداد و ارقام عجیب و غریب نشان می‌دهد انیمیشن حالا دیگر تبدیل به یک  صنعت پولساز شده است، صنعتی که در کنار ارزش آن در ابعاد فرهنگی، بدون شک کمک‌های فراوانی به اقتصاد نیز می‌کند. با این وجود اما هنوز صنعت انیمیشن آنطور که باید در کشورمان شکل نگرفته است، ما دو سه سال است که در زمینه ساخت انیمیشن بلند سینمایی، به جایگاه خوبی رسیده‌ایم و آثار قابل توجهی داشتیم، اما باتوجه به تم غالبا مذهبی این آثار، نمی‌توانیم به فکر صادرات آنها باشیم و بازارمان نهایتا به بازار داخلی محدود می‌شود. ولی انیمیشن سازهای ما باید فراتر فکر کنند، باید خودشان را در قله‌های بلندِ هنر دنیا تصور کنند، تفکری که اگر غیر از این باشد، نمی‌تواند باعث رشد و شکوهمندی این هنر – صنعت در کشور ما شود.

این روزها کمپانی‌هایی مثل «والت دیزنی» و «پیکسار» به قدری قدرتمند شدند که پا را فراتر از انیمیشن‌های کوتاه و سینمایی گذاشتند و با خرید موسسات و کمپانی‌های مطرح فیلمسازی، حضور در این عرصه را نیز تجربه می‌کنند. این کمپانی‌های غول آسا حالا سازنده بسیاری از بخش‌های کامپیوتری فیلم‌های فانتزی و تخیلی هستند، فیلم‌هایی مثل «ثور»، «انتقام جویان»، «نگهبانان کهکشان» و... که در طول چند سال اخیر با استقبال ویژه‌ای روبرو شدند و بسیار به جلوه‌های ویژه کامپیوتری وابسته هستند. حضور تیم‌های انیمیشنی در این عرصه، یعنی قرار گرفتن آنها در مسیر تکامل، تکاملی که باعث می‌شود روز به روز بیشتر رشد کنند و در راهی قدم بردارند که باعث بزرگتر شدن‌شان می‌شود. 

پیشرفت انیمیشن در ایران نشان می‌دهد هنرمندان کشورمان در طول چند سال اخیر نشان دادند در این زمینه استعدادهای خوبی دارند و توانایی ساخت آثار انیمیشن در ژانرهای مختلف کوتاه، بلند سینمایی، تبلیغاتی و سریال را دارند. اما تجربه نشان داده که استعداد به تنهایی کافی نیست و برای پیشرفت باید هم از تجربیاتِ افراد و کمپانی‌های موفق خارجی که این روزها بازار را در دست دارند استفاده کرد و هم این باور را در میان نیروهای خودی به وجود آورد که ما نیز توانایی رسیدن به قله‌های موفقیت در این عرصه را داریم و می‌توانیم کاری کنیم که انیمیشن ایران هم بعد از چند سال، به یکی از قطب‌های انیمیشن سازی در آسیا و البته دنیا تبدیل شود. ما در حال حاضر در بین فیلم‌های پرفروش تاریخ سینما، دو انیمیشنِ سینمایی میلیاردی داریم، اما انیمیشن‌های «فیلشاه» و «شاهزاده روم» حالا دیگر با صدر جدول فاصله زیادی گرفته‌اند و باید امیدوار باشیم دیگر نماینده‌های انیمیشن (که یکی دو مورد از آنها تا آخر امسال اکران می‌شوند)، بتوانند این فاصله را کم کنند و به ارقام بالای 10 تا 20 میلیارد تومان هم برسند. این عددها شاید در مدیوم سینمای ما، اعداد بزرگی باشند، اما یکبار دیگر رقمی که در ابتدای متن آورده شد را ببینید، رقمی بیش از 5 هزار میلیارد تومان. پس بد نیست ما هم یک مقدار بلند پرواز باشیم و فقط به رفتن در باشگاه میلیاردی‌ها دلخوش نباشیم، انیمیشن توانایی این را دارد که کاری که سال‌های سال فیلم‌های سینمایی رئال نتوانستند انجام دهند را به سرانجام برساند، فقط به شرط اینکه آثار جدید درست، اصولی و با احترام به مخاطب ساخته شود.

.

مرتضی کاظمی، معاون اسبق وزیر ارشاد و مدیرعامل موسسه پویا مهر

بخش خصوصی، حلقه گمشده هنر و اقتصاد

* در صنعت فیلم سازی در جهان شاهد این هستیم که که فیلم‌ها و انیمیشن‌ها باعث درآمدزایی می‌شوند و چرخه اقتصادی بسیار خوبی در این صنعت وجود دارد، اما هنوز در هنر ما به این مقوله به خوبی پرداخته نشده است و در این زمینه به جایگاه ثابتی نرسیده‌ایم. دلیل این اتفاق چیست؟

چند دلیل عمده در این ماجرا وجود دارد، رشد صنایع خلاق که انیمیشن هم یکی از شاخه‌های آن است، در دنیا عمری سی ساله دارد، از اواخر قرن بیستم تا به حال از پیوند هنر، اقتصاد و صنعت جریان جدیدی آغاز شد که عنوان اقتصاد خلاق را برای آن برگزیدند و این صنایع خلاق منشاء اقتصاد خلاق شدند. این صنعت چون جوان است ما با آن خیلی آشنا نیستیم و از ظرفیت‌هایش به طور کامل بهره نمی‌بریم. در نظام برنامه ریزی کشور ما متاسفانه یک رویکرد سنتی وجود دارد که فرهنگ را هزینه‌بر می‌دانند و آن را در اولویت زندگی روزمره مردم به حساب نمی‌آورند، ما این را در سطح مجامع اقتصادی و علمی نیز می‌بینیم و اساتید اقتصاد و دولت مردان  ما نسبت به مسئله هنر و فرهنگ آشنایی لازم را ندارند و در نتیجه توجه آنچنانی به آن نمی‌کنند. ما معدن بزرگی به نام فرهنگ و هنر داریم که هنوز نتواسته‌ایم آن را شناسایی کنیم و ثروتی که می‌بایست برای ما داشته باشد را به درستی استخراج نکرده‌ایم. دلیل مهم دیگر این است که از هویت خود فاصله گرفته‌ایم، در ایران طی قرن‌های مختلف همواره ما توجه مهمی به فرهنگ و هنر داشته‌ایم و در آن آوازه‌ زیادی داریم و پیشگام در این عرصه بوده‌ایم‌ای. ما از قدیم کلمه فن و صنعت را معادل کلمه هنر و فرهنگ می‌دانستیم، لذا در همین رابطه از زبان برخی شاعران و نقاش‎‌های به نام شنیده‌ایم که می‌گویند من یک نقاشی و یا یک غزل ساخته‌ام. اطلاق کلمه ساختن به هنر یعنی ما از قرن‌ها قبل به آن یک نگاه صنعتی و اقتصادی در کنار سایر ارزش‌های هنری داشته‌ایم. هنر ما ایرانیان در زمینه‌های مختلف ارزش‌های فراوانی داشته‌است، در کنار ارزش‌های معنوی و تاریخی به ارزش‌های اقتصادی نیز اهمیت بسیاری می‌دادند. اما متاسفانه ما در قرن معاصر از ارزش اقتصادی هنر فارغ شدیم و آن را فراموش کرده‌ایم. به عنوان مثال اولین نهادی که در سال 1287 شمسی به پیشنهاد کمال الملک برای هنر در کشور ایران تاسیس شده‌ است، «اداره صنایع مستظرفه» نام دارد که در این اداره به امور مربوط به نقاشی، مجسمه سازی، طراحی و... رسیدگی می‌شد. اما سوال اینجاست که چرا همچین نامی برای این نهاد برگزیده شده است؟ دلیل آن این است که آن زمان هم  به هنر نگاه صنعتی داشته‌اند و به همین دلیل در آن دوران هنرمندان ما به وسیله خلاقیت‌های هنری خود زندگی‌شان را می‌گذارندند و معاش خود را با هنر تامین می‌کردند. اما ما در این برهه زمانی به اشتباه این طور تصور می‌کنیم که فقط دولت باید از هنرمندان پشتیبانی کند، این طرز تفکر می‌بایست اصلاح شود. زیر ساخت‌های هنر باید به شکلی باشد که در کنار پشتیبانی‌های دولت، کفاف اقتصادی خود را نیز بدهد که در این دوره به این موضوع کمتر توجه می‌شود. هنرمندان باید محصولاتی را تولید کنند تا در‌های ورود محصولات‌مان به بازارهای جهانی باز شود تا سود لازم را از تولید آن ببرند.

* کمپانی‌های موفق انیمیشن مثل والت دیزنی، با سابقه زیاد، به مرور به قدری رشد کردند که کمپانی‌های معروف فیلمسازی را هم خریدند و به زیرمجموعه‌های خود اضافه کردند. این نشان می‌دهد انیمیشن به عنوان یک صنعت خلاق خود را فراتر از یک هنر ثابت دیده و با زاویه نگاه جدید، به عرصه فیلم‌های سینمایی‌ هم ورود کرده. این روش نشان می‌دهد کمپانی‌های انیمیشن هنرشان را با اقتصاد کامل‌تر کرده‌اند، هنرمندان ما باید چطور به این تکامل برسند؟

کمپانی‌های دیزنی و پیکسار و موسساتی شبیه آنها در بخش خصوصی فعالیت می‌کنند و هیچ کدام دولتی نیستند. حلقه گمشده در کشور ما این است که بخش‌های خصوصی پا به این عرصه نمی‌گذارند، به همین دلیل ابتدا دولت باید از شکل گیری چنین نهاد‌‌هایی حمایت کند تا آن‌ها این صنعت را پر رونق کنند. آنچه که ما باید به عنوان چاره به آن بیاندیشیم این است که نهاد سازی کنیم. متاسفانه سرمایه گذاری در فرهنگ و هنر در ایران بیشترین ریسک را دارد، برای مثال فیلمی در فرآیندی ساخته می‌شود اما هنگام اکران توقیف می‌شود یا به علت‌‌های نامعلوم آن را از پرده پایین می‌آورند.از این قبیل اتفاقات فقط در عرصه فیلمسازی نیست در عرصه‌های مختلف هنر مانند موسیقی نیز رخ می‌دهد و هنرمندانی که برای اجرای کنسرتی ماه‌ها برنامه ریزی کرده‌اند به یک باره اجرایشان کنسل می‌شود. برای همین خیلی از سرمایه گذاران خصوصی حاضر نیستند در این عرصه فعالیت کنند. ما در فرهنگ و هنر هیچ گونه بنگاه قوی نداریم که بتواند زیر ساخت‌های این زمینه را فراهم کند. تنها راهی که می‌توانیم برای نجات از این وضع متصور باشیم این است که ریسک‌هایی که برای سرمایه گذران به وجود آوردیم را کاهش دهیم و بی ثباتی در مدیریت را به حداقل برسانیم. متوسط عمر مدیران فرهنگی ما در همه بخش‌های هنری سه سال هم نیست و تا یک مدیر می‌خواهد با فضای فرهنگی آشنا شود و برنامه‌هایش را به مرحله عمل برساند، او را عوض می‌کنند. بی ثباتی در مدیریت نیز ریسک را برای سرمایه گذاران بیشتر می‌کند. با این وجود چاره نهایی در این حوزه نهاد سازی در بخش خصوصی است که سرمایه گذاران با خیالی آسوده وارد این عرصه شوند. برای مثال ما هیچ وقت به این فکر نکرده‌ایم که یک کمپانی انیمیشن سازی داشته باشیم تا سهام آن در بورس عرضه شود. این  قبیل کار‌ها نوعی ابزار جدید است که نهادهایی در بازار مالی به وجود می‌آیند که می‌توانند کمک شایانی در بهبود این صنعت کنند. بحث دیگر مربوط به فناوری است متاسفانه ما در کشورمان از تکنولوژی‌‌های پیشرفته بهره‌مند نیستیم ولی باید قبول کرد که جا برای پیشرفت در این زمینه داریم. در حوزه انیمشین نیز صنعتی نیستیم، فقط افراد و نهادهایی را داریم که در این حوزه عاشقانه فعالیت می‌کنند و آن را زنده نگه داشته‌اند. اگر ما بخواهیم در انیمیشن به سطح بالای جهانی یا حداقل به سطح کشورهای آسیایی برسیم باید از فناوری‌های مورد نیاز که شرکت‌های بزرگ انیمیشن سازی از آنها استفاده می‌کنند بهره ببریم. تنها نقطه‌ی قوت ما در این صنعت نیروی انسانی است. جوانان خلاقی داریم که می‌توانند به عنوان سازندگان این صنعت فعالیت کنند و پله‌های ترقی را طی کنند و به موفقیت‌های عظمیمی در عرصه جهانی برسند. مشکل دیگر ما بازار کالا است، به این صورت که در داخل کشور بازار مشخصی نداریم و در بازار‌های جهانی نیز ورود نمی‌کنیم. در این جا اهمیت بخش خصوصی بیشتر و بیشتر می‌شود، اگر بخش‌های خصوصی در این عرصه خوب عمل کنند، می‌توانند راه ورود به عرصه جهانی را باز کنند. صنایع خلاق در جهانی گردش مالی بین 2000 تا 2200 میلیارد دلار را دارند، انیمیشن سازی هم که بخشی از صنایع خلاق است به تنهایی در جهان گردش مالی حدود 270 میلیارد دلاری دارد. البته انیمیشن فقط در سینما نیست و در بخش‌های مختلف تلویزیون و صنعت نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد. صنایع خلاق حدود سه درصد از تولیدات ناخالص در جهان را پوشش می‌دهند که این درصد نشان از اهمیت آنها دارد. اگر ما بتوانیم برنامه ریزی‌های لازم را به خوبی انجام دهیم، توانایی این را داریم که در یک چشم‌انداز ده ساله به جایگاهی  شایسته در جهان برسیم و از این سرمایه به عنوان قطب چهارم در تولید ثروت بهره ببریم. از مزیت‌های این قطب می‌توان به این اشاره کرد که میزان سرمایه گذاری در این صنعت از صنایع دیگر بسیار کمتر است، به عنوان مثال برای تولید یک شغل در عرصه تولید فلز و فولاد به سرمایه 180 میلیون تومانی نیاز است در حالی که  درزمینه فرهنگ و هنر برای تولید یک شغل 30 میلیون تومان لازم است و این امر نشان می‌دهد که ما با برنامه ریزی مناسب و سرمایه کمتر می‌توانیم ثروت فراوانی را در این حوزه بدست آوریم.

بسیاری از هنرمندان ما به پول نفت متکی هستند و همانطور که شما اشاره کردید اکثرا چشم به حمایت‌های دولتی و پول‌های حاصله از فروش نفت دارند، فکر می‌کنید این طرز نگاه و توقعی که در میان هنرمندان حوزه‌های مختلف من جمله انیمیشن به وجود آمده، کجا به هنر ما لطمه می‌زند؟

متاسفانه معضل بزرگ اقتصاد ایران این است که اتکای بیش از حد به نفت خود دارد و مشکل بدتر این است که حتی نمی‌توانیم  به درستی درآمد‌های حاصل از نفت را در زیر ساخت‌های مختلف سرمایه گذاری کنیم. ما ابتدا می‌بایست ظرفیت‌های فرهنگی و هنری خود را به خوبی بشناسیم تا بتوانیم از آن‌ها بهره ببریم. برای شناسایی این ظرفیت‌ها ابتدا باید سنت‌های گذشته‌مان را در این عرصه دوباره تولید کنیم. منابع ادبی کهنی مانند قصه‌های قرآنی و شاهنامه داریم که باید آنها را معاصر سازی کنیم و در قالب‌های امروزی باز آفرینی نماییم، در چنین آثاری می‌توانیم با استفاده از ادبیات غنی که در اختیار داریم به درستی فرهنگ سازی نیز بکنیم. اگر ما بتوانیم امثال و حکایات خودمان را در غالب انیمیشن در عرصه جهانی تولید کنیم، ثروت فراوانی را در این صنعت کسب خواهیم کرد.

* بحث صادرات هنر هم در این زمینه حائز اهمیت است، ما چطور می‌توانیم در کارهای هنری‌مان هم نگاه صادراتی را وارد کنیم و مثلا بگوییم تا پنج سال آینده می‌خواهیم انیمیشنی بسازیم که در کشورهای مختلف آسیایی و اروپایی پخش شود و با اکران جهانی همراه باشد؟

به نظرم برای رسیدن به افق‌های چندین سال بعد باید از امروز تلاش کنیم. مثلا یکی از مزیت‌هایی که داریم این است که می‌توانیم به سمت جذب مشارکت با  استودیو‌های معتبر برویم و محصولات مشترکی در سال‌های آتی با آن‌ها تولید کنیم. ما حداقل سه دهه از فرایند تجاری سازی محصولات فرهنگی و هنری عقب هستیم و در این دوران در عرصه جهانی حضور فعال نداشته‌ایم، به همین دلیل ورودمان به بازار جهانی کمی برای ما مشکل است که استفاده از تجربه‌های سازندگان کشور‌های دیگر می‌تواند ما را در این امر کمک کند. نکته قابل تامل اینجاست که ظرفیت‌های هنری و فرهنگی ما  برای کشورهای دیگر هم بدیع است و آن‌ها هم از این مشارکت استقبال خواهند کرد. راهکار مهم دیگر برای صادرات آثارمان این است که با برند‌‍‌هایی که ارزش های ما را قبول دارند و برای ارزش‌های ما احترام قائل هستند و از سلامت هم بهره مند هستند همکاری کنیم و از طریق آن ها وارد بازار جهانی بشویم. نکته‌ی دیگر که اینگونه مشارکت ها برای ما به همراه دارد این است که ضعف هایی که ما داریم، مورد پوشش قرار می‌گیرند. ما در انیمیشن سازی ضعف های اساسی داریم که یکی از مهمترین آن‌ها در بخش فیلنامه و کارگردانی است  که از جمله مهمترین عناصر هستند که در این مشارکت ها می تواند این ضعف ها برطرف شود.

* متاسفانه اینطور به نظر می‌رسد که بسیاری از هنرمندان ما هنوز به آن خودباوری نرسیدند که می‌توانند در مدیوم‌های جهانی عرض اندام کنند، این حس را چطور باید در آنها به وجود آورد؟

این مقوله دو وجه مهم دارد، یکی دولت و دیگری هنرمندان. دولت ما باید به فرآیند ساخت انیمیشن توجه بیشری بکند یعنی از تولید تا پخش را مدیریت و از هنرمندان پشتیبانی کند. دولت می‌بایست حمایت کند تا خلاقیت هنرمند به یک محصول بیانجامد. دیگری هنرمند است که فقط یک مقطع از این فرآیند را ایده پردازی می‌کند، خلاقیتش تبدیل به فیلمنامه می‌شود و کار را تولید می‌کند، پس در کل یک قسمت از این فرآیند دست هنرمند است و مراحل بعدی از عهده او خارج است. ما اگر بتوانیم زمینه‌های رشد ایده پردازی و خلاقیت را برای هنرمند فراهم کنیم در حال حاضر بهترین کار را انجام داده‌ایم. پس باز هم تاکید می‌کنم دولت وظیفه‌ای اساسی در این زمینه دارد، فقط امیدوارم این مسائلی که فعلا دامنگیر دولت شده و مشکلات اقتصادی که به وجود آمده هرچه سریع‌تر مرتفع شود و بخش فرهنگی نیز جزء اولویت‌های اول دولت قرار بگیرد، به خصوص رشته‌ها و شاخه‌هایی مثل انیمیشن. کاربرد انیمیشن فقط پخش در سینما و تلویزیون نیست؛ این هنر در عرصه طراحی صنعتی، شهرسازی، نظام آموزش و حتی صنایع دفاعی و دیگر صنایع مورد استفاده قرار می‌گیرد. انیشمن جدا از بُعد هنری، نقش عظیمی را می‌تواند در توسعه‌ی مشاغل مختلف نیز فراهم کند.

* به عنوان سوال آخر، چه برنامه‌ها و راهکارهایی برای رشد انیمیشن در زمینه‌های اقتصادی پیشنهاد می‌کنید؟

ما باید در سطح کشور حداقل یک یا دو پارک‌ رشد در حوزه انیمشن پدید بیاوریم. پارکی که فارغ التحصیلان رشته انیمیشن در آن دوره‌هایی را ببینند و از این طریق بتوانند وارد بازار کار شوند. باید در چند شهر مانند تهران، اصفهان، بروجرد، مشهد و... که به نوعی قطب تولید انیمیشن هستند و ظرفیت بالاتری نسبت به شهرهای دیگر دارند، شهرک‌هایی صنعتی انیمیشن سازی بسازیم. این امر باعث می‌شود که فارغ التحصیلان ابتدا در پارک‌های رشد و فناوری دوره‌های لازم را ببیند و بعد وارد شهرک‌های انیمیشن سازی ‌شوند و تولید را آغاز کنند. انیمیشن باید از ظرفیت‌های حمایتی استارتاپ‌ها یا همان شتاب دهنده‌ها نیز برخوردار شود، البته اقداماتی در این زمینه انجام شده است اما کفاف نیازهایی که در این موضوع مطرح است را نمی‌دهد و دولت باید حمایت کند که این استار تاپ‌ها شکل بگیرند. از طرف دیگر ما باید با کشورهای همسایه مانند ترکیه نیز اقدام به تولید مشترک کنیم، همانطور که می‌دانید این کشور پیشرفت‌های فراوانی در زمینه فیلم سازی و تولید سریال داشته است، ترکیه در صنایع فرهنگی حدود هفت میلیارد دلار صادرات دارد و حدود پنج میلیارد دلار واردات که نشان می‌دهد تراز این کشور در صنایع خلاق چیزی حدود دو میلیارد دلار مثبت است. در مقابل آنها، ما برعکس هستیم و بیشتر مصرف‌کننده هستیم تا تولید کننده. در حالی که ظرفیت‌هایمان از این کشور همسایه خیلی بیشتر است اما فرق ما با آن‌ها این است که در ترکیه بخش خصوصی را حمایت کرده‌اند و به نتیجه هم رسیده‌اند، اما در اینجا نه. ما باید از تجربیات آن‌ها استفاده کنیم و باتوجه به مشترکات فراوانی که درزمینه‌های مختلف فرهنگی با آنها داریم، می‌توانیم از آنها کمک بگیریم و با سرعت بیشتری رشد کنیم.




دوشنبه ۹ مهر ۱۳۹۷